اشعار علیرضاابراهیم پور " گیلانی" من و شب سالهاست که بیداریم و چشم به دل انتظاری جمال دوست دوخته و به لحظه لحظه ی دیدارش امیدواریم ، از این رو باور سبز خیال خود را که هماره در جستجوی نور است همانند کبوترانه پرواز به اوج آسمان نیلی قلبم تا رهایی آزاد می کنم تا شایداثری از خود بجای بگذارم. امیدوارم این سیاه مشق مورد توجه شما خواننده عزیز قرار بگیرد... جهت ارتباط می توانید با شماره 09112373035 تماس حاصل فرمایید. با تشکر tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com 2020-05-30T18:14:08+01:00 mihanblog.com غزل " جبر " نظری 2020-05-30T12:40:40+01:00 2020-05-30T12:40:40+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1334 علیرضا ابراهیم پور گیلانی خدا برای چه یک روح با دو جسم سرشتمرا برای جهنم ، تو را برای بهشتمن و تو هر دو به یک صورت آفریده شدیمیکی در آینه زیبا ، یکی در آینه زشتگمان مکن که تو مختاری و جهان مجبورکه اختیار تو را هم خدا به جبر نوشتاراده‌ای است به گمراهی و هدایت ماکدام معبد و مسجد ؛ کدام دیر و کنشت ؟!اگر بناست بمانیم زیر این آواربگو دگر نگذاریم خشت بر سرِ خشت             "فاضل نظری "



خدا برای چه یک روح با دو جسم سرشت

مرا برای جهنم ، تو را برای بهشت

من و تو هر دو به یک صورت آفریده شدیم

یکی در آینه زیبا ، یکی در آینه زشت

گمان مکن که تو مختاری و جهان مجبور

که اختیار تو را هم خدا به جبر نوشت

اراده‌ای است به گمراهی و هدایت ما

کدام معبد و مسجد ؛ کدام دیر و کنشت ؟!

اگر بناست بمانیم زیر این آوار

بگو دگر نگذاریم خشت بر سرِ خشت

        
     "فاضل نظری "
]]>
جملات زیبا " کیستی؟ " منزوی 2020-05-27T12:37:49+01:00 2020-05-27T12:37:49+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1332 علیرضا ابراهیم پور گیلانی تو کیستی ؟ز پریهای داستانهایی؟عروس دریایینسیم سبزیگل سپیدیشکوهمندیمثل آنچه که ناگفتنی است ، زیباییچه هستی آخر ، که اینگونه گرم و گیرایی ؟  "حسین منزوی "



تو کیستی ؟


ز پریهای داستانهایی؟


عروس دریایی


نسیم سبزی


گل سپیدی


شکوهمندی


مثل آنچه که ناگفتنی است ، زیبایی


چه هستی آخر ، 


که اینگونه گرم و گیرایی ؟



  "حسین منزوی "
]]>
مطالب و موضوعات بکر " سواد " یونسکو 2020-05-24T15:34:24+01:00 2020-05-24T15:34:24+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1330 علیرضا ابراهیم پور گیلانی ‏تعریف سواد . . .‏با تعریف جدیدی که یونسکو ارایه داده باسوادی توانایی «تغییر» (Change) است و باسواد کسی است که بتواند با آموخته‌هایش، تغییری در زندگی خود ایجاد کند 



‏تعریف سواد . . .

‏با تعریف جدیدی که یونسکو ارایه داده

 باسوادی توانایی «تغییر» (Change) است 

و باسواد کسی است که بتواند با آموخته‌هایش، 

تغییری در زندگی خود ایجاد کند 
]]>
حدیث عشق " عشق " شافاک 2020-05-21T13:31:53+01:00 2020-05-21T13:31:53+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1329 علیرضا ابراهیم پور گیلانی عشق نیاز به هیچ تعریف و توصیفی ندارد، عشق به خودی خود یک دنیاست !               " الیف شافاک"




عشق نیاز به هیچ تعریف و توصیفی ندارد،

 عشق به خودی خود یک دنیاست !

    
           " الیف شافاک"
]]>
حکایت " دروغگو " بهلول 2020-05-18T21:00:21+01:00 2020-05-18T21:00:21+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1328 علیرضا ابراهیم پور گیلانی نقل کرده اند بهلول چوبى را بلند کرده بود و بر قبرها مى زد.گفتند: چرا چنین مى کنى؟بهلول گفت: صاحب این قبر دروغگوست، چون تا وقتى در دنیا بود دایم مى گفت: باغ من ، خانه من ، مرکب من و... ولى حالا همه را گذاشته و رفته است و اکنون هیچ یک از آن ها، مال او نیست که اگر مال او بود حتما با خود برده بود     " بهلول دانا "



نقل کرده اند بهلول چوبى را بلند کرده بود


 و بر قبرها مى زد.


گفتند: چرا چنین مى کنى؟


بهلول گفت: صاحب این قبر دروغگوست، 

چون تا وقتى در دنیا بود دایم مى گفت: 

باغ من ، خانه من ، مرکب من و... 

ولى حالا همه را گذاشته و رفته است و اکنون

 هیچ یک از آن ها، مال او نیست 

که اگر مال او بود حتما با خود برده بود


     " بهلول دانا "

]]>
سخنان ناب " عشق تو " دکتر علی شریعتی 2020-05-16T15:57:37+01:00 2020-05-16T15:57:37+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1327 علیرضا ابراهیم پور گیلانی "... و تو ای علی! ای شیر! مرد خدا و مردم، ربّ النوع عشق و شمشیر! ما شایستگی "شناخت تو" را ازدست داده‌ایم. شناخت تو را از مغز‌های ما برده‌اند، اما "عشق تو " را، علی‌رغم روزگار، در عمق وجدان خویش، در پس پرده‌های دل خویش، هم‌چنان مشتعل نگاه داشته‌ایم "    " دکتر علی شریعتی مزینانی "




"... و تو ای علی!

 ای شیر! مرد خدا و مردم،

 ربّ النوع عشق و شمشیر! 

ما شایستگی "شناخت تو" را ازدست داده‌ایم. 

شناخت تو را از مغز‌های ما برده‌اند، 

اما "عشق تو " را، علی‌رغم روزگار، در عمق وجدان خویش،

 در پس پرده‌های دل خویش، هم‌چنان مشتعل نگاه داشته‌ایم "


    " دکتر علی شریعتی مزینانی "
]]>
تک بیت " ابرو " حافظ 2020-05-09T21:51:06+01:00 2020-05-09T21:51:06+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1326 علیرضا ابراهیم پور گیلانی در  نمازم  خَم  ابروی  تو  با  یاد آمدحالتی رفت که محراب به فریاد آمد         " خواجه حافظ "




در  نمازم  خَم  ابروی  تو  با  یاد آمد

حالتی رفت که محراب به فریاد آمد


         " خواجه حافظ "
]]>
گفتار بزرگان " دعا " سمیعی 2020-05-06T17:47:12+01:00 2020-05-06T17:47:12+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1325 علیرضا ابراهیم پور گیلانی تأثیری که دعاکردن بر سلامت مغز دارد، باهیچ چیز قابل مقایسه نیست .در اتاق جناب سمیعی  به زبان فارسی و آلمانی نوشته شده:"در طول روز دعاکنید ، حتی اگرشده برای ده دقیقه..."              " پروفسور سمیعی گیلانی "


تأثیری که دعاکردن بر سلامت مغز دارد، 

باهیچ چیز قابل مقایسه نیست .

در اتاق جناب سمیعی  به زبان فارسی و آلمانی نوشته شده:

"در طول روز دعاکنید ، حتی اگرشده برای ده دقیقه..."


              " پروفسور سمیعی گیلانی "
]]>
کلام وحی " بی نیازی " خدا 2020-05-04T19:46:32+01:00 2020-05-04T19:46:32+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1324 علیرضا ابراهیم پور گیلانی خداوند در حدیثی  قدسی می فرماید:ای فرزند آدم!خودت را محو عبادت من کن،تا قلبت❤️ را پر از بی نیازی کنم...   " بحار؛ ج1،ص260 "





خداوند در حدیثی  قدسی می فرماید:


ای فرزند آدم!

خودت را محو عبادت من کن،

تا قلبت❤️ را پر از بی نیازی کنم...




   " بحار؛ ج1،ص260 "
]]>
جملات قصار " عاقبت " بورخس 2020-05-04T05:45:04+01:00 2020-05-04T05:45:04+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1323 علیرضا ابراهیم پور گیلانی آن که برای رسیدن به تواز همه کس می گذردعاقبت روزی تو راتنها خواهد گذاشت " خورخه لوئیس بورخس "




آن که برای رسیدن به تو

از همه کس می گذرد

عاقبت روزی تو را

تنها خواهد گذاشت


 " خورخه لوئیس بورخس "
]]>
شعر نیمایی و نو " رویا" شاملو 2020-04-30T17:41:18+01:00 2020-04-30T17:41:18+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1321 علیرضا ابراهیم پور گیلانی کیستی که من اینگونه به اعتمادنام خود رابا تو می گویمنان شادی ام را با تو قسمت می کنمبه کنارت می نشینم وبر زانوی تو اینچنین به خواب می رومکیستی که من این گونه به جددر دیار رویاهای خویش با تودرنگ می کنم!  " شاملو "



کیستی که من اینگونه به اعتماد

نام خود را

با تو می گویم

نان شادی ام را با تو قسمت می کنم

به کنارت می نشینم و

بر زانوی تو اینچنین به خواب می روم

کیستی که من این گونه به جد

در دیار رویاهای خویش با تو

درنگ می کنم!



  " شاملو "
]]>
شعر " به نگاهی " ابتهاج 2020-04-26T19:38:00+01:00 2020-04-26T19:38:00+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1320 علیرضا ابراهیم پور گیلانی نشود فاشِ کسی آنچه میان من و توستتا اشارات نظر نامه رسان من توستگوش کن با لبِ خاموش سخن می‌گویمپاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست.‌..          " هوشنگ ابتهاج "



نشود فاشِ کسی آنچه میان من و توست

تا اشارات نظر نامه رسان من توست

گوش کن با لبِ خاموش سخن می‌گویم

پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست.‌..


          " هوشنگ ابتهاج "

]]>
حکایت " حال خوش " لقمان 2020-04-26T13:37:42+01:00 2020-04-26T13:37:42+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1319 علیرضا ابراهیم پور گیلانی لقمان حكیم پسر را گفت: امروز طعام مخور و روزه دار، و هرچه بر زبان راندی، بنویس. شبانگاه همه آنچه را كه نوشتی، بر من بخوان. آنگاه روزه‏ ات را بگشا و طعام خور. شبانگاه، پسر هر چه نوشته بود، خواند. دیروقت شد و طعام نتوانست خورد. روز دوم نیز چنین شد و پسر هیچ طعام نخورد. روز سوم باز هرچه گفته بود، نوشت و تا نوشته را بر خواند، آفتاب روز چهارم طلوع كرد و او هیچ طعام نخورد. روز چهارم، هیچ نگفت. شب، پدر از او خواست كه كاغذها بیاورد و نوشته




لقمان حكیم پسر را گفت:

 امروز طعام مخور و روزه دار،

 و هرچه بر زبان راندی، بنویس. 

شبانگاه همه آنچه را كه نوشتی، 

بر من بخوان. آنگاه روزه‏ ات را بگشا و طعام خور. 

شبانگاه، پسر هر چه نوشته بود، خواند. 

دیروقت شد و طعام نتوانست خورد. 

روز دوم نیز چنین شد و پسر هیچ طعام نخورد. 

روز سوم باز هرچه گفته بود، نوشت و تا نوشته را بر خواند، 

آفتاب روز چهارم طلوع كرد و او هیچ طعام نخورد.
 
روز چهارم، هیچ نگفت. شب، پدر از او خواست

 كه كاغذها بیاورد و نوشته‏‌ها بخواند.

 پسر گفت:

 امروز هیچ نگفته‌‏ام تا برخوانم.

 لقمان گفت: 

 پس بیا و از این نان كه بر سفره است

 بخور و بدان كه روز قیامت، آنان كه كم گفته‏‌اند،

 چنان حال خوشی دارند كه اكنون تو داری.
]]>
شعر " آغوش " فروغ 2020-04-24T00:35:21+01:00 2020-04-24T00:35:21+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1318 علیرضا ابراهیم پور گیلانی چرا بیهوده  می کوشی  که بگریزی  ز آغوشم ؟از این سوزنده تر هرگز نخواهی یافت آغوشی            " فروغ فرخ زاد "




چرا بیهوده  می کوشی  که بگریزی  ز آغوشم ؟


از این سوزنده تر هرگز نخواهی یافت آغوشی



            " فروغ فرخ زاد "
]]>
حکایت " وجود " ملانصرالدین 2020-04-19T19:32:00+01:00 2020-04-19T19:32:00+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1317 علیرضا ابراهیم پور گیلانی از ملا نصرالدین پرسیدند: خورشید بهتر است یا ماه؟ گفت: ماه !  چون خورشید در روز روشن در می آید پس وجودش سودی ندارد! اما ماه شب را روشن می کند، پس بهتر است ! 



از ملا نصرالدین پرسیدند: 

خورشید بهتر است یا ماه؟ 

گفت: 

ماه !  چون خورشید در روز روشن در می آید

 پس وجودش سودی ندارد! 

اما ماه شب را روشن می کند، پس بهتر است ! 

]]>