اشعار علیرضاابراهیم پور " گیلانی" من و شب سالهاست که بیداریم و چشم به دل انتظاری جمال دوست دوخته و به لحظه لحظه ی دیدارش امیدواریم ، از این رو باور سبز خیال خود را که هماره در جستجوی نور است همانند کبوترانه پرواز به اوج آسمان نیلی قلبم تا رهایی آزاد می کنم تا شایداثری از خود بجای بگذارم. امیدوارم این سیاه مشق مورد توجه شما خواننده عزیز قرار بگیرد... جهت ارتباط می توانید با شماره 09112373035 تماس حاصل فرمایید. با تشکر tag:http://alirezaebrahimpour.ir 2018-12-10T18:21:44+01:00 mihanblog.com گفتار بزرگان " " جبران خلیل جبران 2018-12-10T05:49:09+01:00 2018-12-10T05:49:09+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.ir/post/1162 علیرضا ابراهیم پور گیلانی شما می توانید مهرِ خود را به [فرزندانتان] بدهید، اما نه اندیشه هایِ خود را،زیرا که آن ها اندیشه هایِ خود را دارند.شما می توانید تنِ آن ها را در خانه نگاه دارید، اما نه روح شان را،زیرا که روحِ آن ها در خانه ی فرداست، که شما را به آن راه نیست، حتی در خواب.شما می توانید بکوشید تا مانندِ آن ها باشید، اما مکوشید تا آن ها را مانندِ خود سازید.زیرا که زندگی واپس نمی رود و در بندِ دیروز نمی مانَد."جبران خلیل جبران"



شما می توانید مهرِ خود را به

 [فرزندانتان] بدهید،

 اما نه اندیشه هایِ خود را،

زیرا که آن ها اندیشه هایِ خود را دارند.

شما می توانید تنِ آن ها را در خانه 

نگاه دارید، اما نه روح شان را،

زیرا که روحِ آن ها در خانه ی فرداست،

 که شما را به آن راه نیست، 

حتی در خواب.

شما می توانید بکوشید تا مانندِ آن ها باشید،

 اما مکوشید تا آن ها را مانندِ خود سازید.

زیرا که زندگی واپس نمی رود

 و در بندِ دیروز نمی مانَد.



"جبران خلیل جبران"
]]>
شعر " دور باد " حافظ 2018-12-04T09:39:13+01:00 2018-12-04T09:39:13+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.ir/post/1161 علیرضا ابراهیم پور گیلانی  یا رب این نوگل خندان که سپردی به منشمی‌سپارم   به تو از  چشم  حسود  چمنشگر چه از کوی  وفا گشت به صد مرحله دوردور باد  آفتِ  دور  فلک  از  جان  و  تنش            " خواجه حافظ شیرازی  "
 


یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش

می‌سپارم   به تو از  چشم  حسود  چمنش

گر چه از کوی  وفا گشت به صد مرحله دور

دور باد  آفتِ  دور  فلک  از  جان  و  تنش


            " خواجه حافظ شیرازی  "
]]>
جملات قصار "ملول " مولوی 2018-12-01T06:39:10+01:00 2018-12-01T06:39:10+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.ir/post/1159 علیرضا ابراهیم پور گیلانی آدمی همیشه عاشق آن چیزیست که ندیده است ، نشنیده است و فهم نکرده است و  شب و روز آن را می طلبد. اما از آنچه فهم کرده و دیده ، ملول و گریزان است.     « فیه مافیه مولانا »


آدمی همیشه عاشق آن چیزیست که

 ندیده است ، نشنیده است و فهم نکرده است 

و  شب و روز آن را می طلبد. 

اما از آنچه فهم کرده و دیده ، ملول و گریزان است.


     « فیه مافیه مولانا »


]]>
سه نقطه " دل " ... 2018-11-30T05:39:09+01:00 2018-11-30T05:39:09+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.ir/post/1158 علیرضا ابراهیم پور گیلانی  دیوانه ای در شهر بود که میگفتن از رفتن عشقش دیوانه شده است!روزی دیوانه از کنار جمعی میگذشت،بزرگان جمع به تمسخر به دیوانه گفتند:آهای دیوانه !میتوانی برای ما شعری بخوانی که ﺩﻩ ﺗﺎ ﮐﻠﻤﻪ " ﺩﻝ " ﺩﺍﺧﻠﺶ ﺑﺎﺷد  ﻭ ﻫﺮﮐﺪاﻡ ﻣﻌﺎﻧﯽ ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ؟دیوانه گفت: بله میتوانم!ﺩﻟﺒﺮﯼ  ﺑﺎ  ﺩﻟﺒﺮﯼ  ﺩﻝ  ﺍﺯ  ﮐﻔﻢ  ﺩﺯﺩﯾﺪ  ﻭ  ﺭﻓﺖ،ﻫﺮﭼﻪ ﮐﺮﺩﻡ ﻧﺎﻟﻪ ﺍﺯ ﺩﻝ , ﺳﻨﮕﺪﻝ ﻧﺸﻨﯿﺪ ﻭ ﺭﻓﺖﮔﻔﺘﻤﺶ  ﺍﯼ ﺩﻟﺮﺑﺎ  ﺩﻟﺒﺮ  ﺯ  ﺩﻝ   ﺑﺮﺩﻥ ﭼﻪ ﺳﻮﺩ؟ﺍﺯ  ﺗﻪ &nb


 دیوانه ای در شهر بود که

 میگفتن از رفتن عشقش دیوانه شده است!


روزی دیوانه از کنار جمعی میگذشت،

بزرگان جمع به تمسخر به دیوانه گفتند:

آهای دیوانه !

میتوانی برای ما شعری بخوانی که ﺩﻩ ﺗﺎ 

ﮐﻠﻤﻪ " ﺩﻝ " ﺩﺍﺧﻠﺶ ﺑﺎﺷد  ﻭ ﻫﺮﮐﺪاﻡ ﻣﻌﺎﻧﯽ 

ﻣﺨﺘﻠﻔﯽ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ؟

دیوانه گفت: بله میتوانم!

ﺩﻟﺒﺮﯼ  ﺑﺎ  ﺩﻟﺒﺮﯼ  ﺩﻝ  ﺍﺯ  ﮐﻔﻢ  ﺩﺯﺩﯾﺪ  ﻭ  ﺭﻓﺖ،

ﻫﺮﭼﻪ ﮐﺮﺩﻡ ﻧﺎﻟﻪ ﺍﺯ ﺩﻝ , ﺳﻨﮕﺪﻝ ﻧﺸﻨﯿﺪ ﻭ ﺭﻓﺖ

ﮔﻔﺘﻤﺶ  ﺍﯼ ﺩﻟﺮﺑﺎ  ﺩﻟﺒﺮ  ﺯ  ﺩﻝ   ﺑﺮﺩﻥ ﭼﻪ ﺳﻮﺩ؟

ﺍﺯ  ﺗﻪ  ﺩﻝ  ﺑﺮ  ﻣﻦ  ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ  ﺩﻝ  ﺧﻨﺪﯾﺪ   ﻭ  رفت
]]>
جملات زیبا " بخشیدن عشق " وین والتر دایر 2018-11-27T02:39:18+01:00 2018-11-27T02:39:18+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.ir/post/1157 علیرضا ابراهیم پور گیلانی عشقم نثار کسیست که با دستپاچگی در جاده‌ها از من سبقت می‌گیرد. به کسی که در گوشهٔ خیابان به حالت احتیاج افتاده ‌است، کمی پول بیشتری می‌دهم. بین جر و بحثهای مردم در یک سوپر مارکت می‌روم و سعی می‌کنم به آن محیط عشق ببرم. در غالب هزاران راه، هر روز، عبادت معنویم بخشیدن عشق است و نه اینکه یک مسیحی، کلیمی، بودایی یا مسلمان باشم بلکه سعی میکنم شبیه به مسیح، شبیه به بودا، شبیه به موسی، و یا شبیه به محمد باشم.   " وین والتر دایر"


عشقم نثار کسیست که با دستپاچگی در جاده‌ها از من سبقت می‌گیرد. 
به کسی که در گوشهٔ خیابان به حالت احتیاج افتاده ‌است،
 کمی پول بیشتری می‌دهم.

 بین جر و بحثهای مردم در یک سوپر مارکت می‌روم و سعی می‌کنم
 به آن محیط عشق ببرم.
 در غالب هزاران راه، هر روز، عبادت معنویم بخشیدن عشق است
 و نه اینکه یک مسیحی، کلیمی، بودایی یا مسلمان باشم 

بلکه سعی میکنم شبیه به مسیح، شبیه به بودا،
 شبیه به موسی، و یا شبیه به محمد باشم.

   " وین والتر دایر"
]]>
تک بیت " عقده دل " علی رضا ابراهیم پور 2018-11-25T00:39:04+01:00 2018-11-25T00:39:04+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.ir/post/1156 علیرضا ابراهیم پور گیلانی در  تلاشم  تا  تو  را  پیدا  کنمعُقده   صد  ساله  دل  وا  کنم     " علی رضا ابراهیم پور گیلانی "



در  تلاشم  تا  تو  را  پیدا  کنم

عُقده   صد  ساله  دل  وا  کنم


     " علی رضا ابراهیم پور گیلانی "
]]>
حکایت " حیات جهان " صفوی 2018-11-23T23:39:03+01:00 2018-11-23T23:39:03+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.ir/post/1155 علیرضا ابراهیم پور گیلانی ماجرای جالب همسران شاعره شاه اسماعیل صفوی!شاه اسماعیل صفوی دو زن به نام های حیات و جهان داشتکه هردو بانو دارای طبع شاعری نیز بودند.روزی بانو جهان این شعر را برای معشوقِ زیبا روی خویش که در سفر جنگی بود، سروده و برایش فرستاد: تو پادشاهِ جهانی و جهان ز دست مده  که پادشاهِ   جهان را  جهان  به کار آیدبانو حیات وقتی خبردار شد که شاه با شنیدن این بیت زیبا دلتنگ و غمگین از دوریِ بانو جهان شده است، از حسادت خونش به غلیان آمده و بیتی به



ماجرای جالب همسران 
شاعره شاه اسماعیل صفوی!

شاه اسماعیل صفوی دو زن به نام های 
حیات و جهان داشت
که هردو بانو دارای طبع شاعری نیز بودند.
روزی بانو جهان این شعر را برای معشوقِ زیبا روی
 خویش که در سفر جنگی بود، سروده و برایش فرستاد:

 تو پادشاهِ جهانی و جهان ز دست مده 
 که پادشاهِ   جهان را  جهان  به کار آید

بانو حیات وقتی خبردار شد که شاه با شنیدن این 
بیت زیبا دلتنگ و غمگین از دوریِ بانو جهان شده است،
 از حسادت خونش به غلیان آمده و بیتی به این مضمون 
برای شاه اسماعیل فرستاد:

 ترکِ  غمِ  "جهان"  بکن تا  ز  حیات  برخوری 
 هرکه غمِ "جهان" خورد، کی ز حیات برخورد
]]>
جملات زیبا " زندانی افکار " دکتر علی شریعتی 2018-11-23T05:39:09+01:00 2018-11-23T05:39:09+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.ir/post/1154 علیرضا ابراهیم پور گیلانی آزادی از درون مغز تو آغاز می شودچه بسیار انسان ها که دست و پایشان بسته نیست، اما زندانیهافکار خویشند... "دکتر شریعتی"



آزادی از درون مغز تو آغاز می شود

چه بسیار انسان ها که

 دست و پایشان بسته نیست، 

اما زندانیه

افکار خویشند...


 "دکتر شریعتی"
]]>
شعر " کوله بار " ابراهیم پور گیلانی 2018-11-20T21:00:00+01:00 2018-11-20T21:00:00+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.ir/post/1153 علیرضا ابراهیم پور گیلانی وقتی که  می روم  تو  ،  دیگر نگو که بر گردشوخی نمی کنم من  ،  با کُوله باری از  درد             " علی رضا ابراهیم پور گیلانی  "


وقتی که  می روم  تو  ،  دیگر نگو که بر گرد

شوخی نمی کنم من  ،  با کُوله باری از  درد


             " علی رضا ابراهیم پور گیلانی  "
]]>
تک بیت " آرامم " جعفری 2018-11-18T04:57:08+01:00 2018-11-18T04:57:08+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.ir/post/1152 علیرضا ابراهیم پور گیلانی   سعدیا  گفتی که   مِهرش  میرود  از  دل   مِهر  رفت  و  ماهِ  آبان نیز  آرامم  نکرد        " سید علیرضا  جعفری "



  سعدیا  گفتی که   مِهرش  میرود  از  دل

   مِهر  رفت  و  ماهِ  آبان نیز  آرامم  نکرد


        " سید علیرضا  جعفری "
]]>
شعر نیمایی و نو " فکر " نیما 2018-11-12T22:52:02+01:00 2018-11-12T22:52:02+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.ir/post/1150 علیرضا ابراهیم پور گیلانی فکر را پَر بدهیدو نترسید که از سقف عقیده برود بالاترفکر باید بپردبرسد تا سر کوه تردیدو ببیند که میان افق باورهاکفر و ایمان چه به هم نزدیکند"فکر اگر پَر بکشد"جای این توپ و تفنگ، اینهمه جنگسینه ها دشت محبت گردددستها مزرع گلهای قشنگ"فکر اگر پر بکشد"هیچکس کافر و ننگ و نجس و مشرک نیستهمه پاکیم و رها...       "نیما یوشیج"



فکر را پَر بدهید

و نترسید که از سقف عقیده 

برود بالاتر

فکر باید بپرد

برسد تا سر کوه تردید

و ببیند که میان افق باورها

کفر و ایمان چه به هم نزدیکند

"فکر اگر پَر بکشد"

جای این توپ و تفنگ، 

اینهمه جنگ

سینه ها دشت محبت گردد

دستها مزرع گلهای قشنگ

"فکر اگر پر بکشد"

هیچکس کافر و ننگ و نجس و

 مشرک نیست

همه پاکیم و رها...


       "نیما یوشیج"
]]>
پند " مرگ " عطار 2018-11-09T14:48:18+01:00 2018-11-09T14:48:18+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.ir/post/1149 علیرضا ابراهیم پور گیلانی پرسیدند کدام خصلت در آدمی نافع‌تر است؟گفت: عقلی وافرگفتند: اگر نبود؟گفت: حُسنِ ادبگفتند: اگر نبود؟گفت: برادری مُشفق تا مشورتی کندگفتند: اگر نبود؟ گفت: خاموشیِ دائمگفتند: اگر نبود؟ گفت: مرگ در حال       عطار ؛ تذکره الاولیا



پرسیدند کدام خصلت در آدمی

 نافع‌تر است؟

گفت: عقلی وافر

گفتند: اگر نبود؟

گفت: حُسنِ ادب

گفتند: اگر نبود؟

گفت: برادری مُشفق تا مشورتی کند

گفتند: اگر نبود؟ 

گفت: خاموشیِ دائم

گفتند: اگر نبود؟ 

گفت: مرگ در حال 



      عطار ؛ تذکره الاولیا
]]>
شعر نیمایی و نو " پدر " سپهری 2018-11-06T22:46:02+01:00 2018-11-06T22:46:02+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.ir/post/1148 علیرضا ابراهیم پور گیلانی پدرم دفتر شعری آورد تکیه بر پُشتی دادشعرِ زیبایی خواندو مرا برد به آرامش زیبایِ یقینزندگی شایدشعر زیبای پدرم بود که خواند...« سهراب سپهری »


پدرم دفتر شعری آورد 

تکیه بر پُشتی داد

شعرِ زیبایی خواند

و مرا برد به آرامش زیبایِ یقین

زندگی شاید

شعر زیبای پدرم بود که خواند...



« سهراب سپهری »



]]>
دل نوشته " بی درنگ " میرزا خانی 2018-11-01T06:40:06+01:00 2018-11-01T06:40:06+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.ir/post/1147 علیرضا ابراهیم پور گیلانی میدانی جان دلمخیلی ها میگویند عشق شهریارحسابی ناب بودمیگویند ای کاش کسی شبیه شهریار ما را میخواستولی من ترجیح میدهم عشقمان شبیه شاملو باشدتو بخواهی،من هم بخواهمشهریار یک عمر، تنها و یک تنه خواستمن این عشق را نمیخواهماما به تو قول میدهمتو احمد باشیبیدرنگ، یک عمر آیدا خواهم شد...   " سیما میرزا خانی "



میدانی جان دلم

خیلی ها میگویند عشق شهریار

حسابی ناب بود

میگویند ای کاش

 کسی شبیه شهریار ما را میخواست

ولی من ترجیح میدهم عشقمان شبیه 

شاملو باشد

تو بخواهی،من هم بخواهم

شهریار یک عمر، تنها و یک تنه خواست

من این عشق را نمیخواهم

اما به تو قول میدهم

تو احمد باشی

بیدرنگ، یک عمر آیدا خواهم شد...


   " سیما میرزا خانی "
]]>
مثنوی " درمان " مولانا 2018-10-31T05:39:50+01:00 2018-10-31T05:39:50+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.ir/post/1145 علیرضا ابراهیم پور گیلانی اگر درمان تویی دردم فزون بادو گر معشوقه ای سهمم جنون بادتویی تنها تویی تو علت منتو بخشاینده ای بی منت منصدایم کن صدای تو ترانه استکلامت آیه هایی عاشقانه است      « مولانا»



اگر درمان تویی دردم فزون باد

و گر معشوقه ای سهمم جنون باد

تویی تنها تویی تو علت من

تو بخشاینده ای بی منت من

صدایم کن صدای تو ترانه است


کلامت آیه هایی عاشقانه است

   
   « مولانا»
]]>