اشعار علیرضاابراهیم پور " گیلانی" من و شب سالهاست که بیداریم و چشم به دل انتظاری جمال دوست دوخته و به لحظه لحظه ی دیدارش امیدواریم ، از این رو باور سبز خیال خود را که هماره در جستجوی نور است همانند کبوترانه پرواز به اوج آسمان نیلی قلبم تا رهایی آزاد می کنم تا شایداثری از خود بجای بگذارم. امیدوارم این سیاه مشق مورد توجه شما خواننده عزیز قرار بگیرد... جهت ارتباط می توانید با شماره 09112373035 تماس حاصل فرمایید. با تشکر tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com 2018-10-20T11:43:49+01:00 mihanblog.com جملات جملات " پاییز " منزوی 2018-10-20T03:37:07+01:00 2018-10-20T03:37:07+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1142 علیرضا ابراهیم پور گیلانی پاییزِ کوچکِ من، گنجایشِ هزار بهارگنجایشِ هزار شکفتن داردپاییزِ کوچکِ مندنیایِ سازشِ همه رنگ­‌هاستبا یكدیگر!...« حسین منزوی »


پاییزِ کوچکِ من، 

گنجایشِ هزار بهار

گنجایشِ هزار شکفتن دارد

پاییزِ کوچکِ من

دنیایِ سازشِ همه رنگ­‌هاست

با یكدیگر!...


« حسین منزوی »
]]>
سرّمردان خدا "با اویند" محی الدین عربی 2018-10-16T20:55:00+01:00 2018-10-16T20:55:00+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1141 علیرضا ابراهیم پور گیلانی تجلی حضرت حق در بندگانش مختلف عمل میکند. به طوری که گروهی را گنگ و ساکت و طایفه ای را به گفتن انا گویا میکند و برخی را به گفتن انت و بعضی را نیز به گفتن هو وامیدارد.اما همه ی این گروه ها در عین اختلاف تعابیرشان ، برای او ، و به او ، و بااویند." شیخ محی الدین ابن عربی"


تجلی حضرت حق در بندگانش
 
مختلف عمل میکند. 


به طوری که گروهی

 را گنگ و ساکت و طایفه ای را به گفتن

 انا گویا میکند و

 برخی را به گفتن انت و 

بعضی را نیز به گفتن هو وامیدارد.

اما همه ی این گروه ها 

در عین اختلاف تعابیرشان ، 

برای او ، و به او ، و بااویند.



" شیخ محی الدین ابن عربی"
]]>
شعر نیمایی و نو " تاریکی " لنگرودی 2018-10-15T20:31:00+01:00 2018-10-15T20:31:00+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1140 علیرضا ابراهیم پور گیلانی تاریکی به رسم خود آدم  را  محو   می‌کندبه رسم خود از یادت می‌‌بردبرای گذشتن از این تاریکی استآتش بر تن کرده‌ام امشببسوی تو بال می‌‌زنم   " شمس لنگرودی "



تاریکی به رسم خود

 آدم  را  محو   می‌کند

به رسم خود از یادت می‌‌برد

برای گذشتن از این تاریکی است

آتش بر تن کرده‌ام امشب

بسوی تو بال می‌‌زنم


   " شمس لنگرودی "
]]>
حکایت " خودت را بشکن " ... 2018-10-13T22:52:02+01:00 2018-10-13T22:52:02+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1139 علیرضا ابراهیم پور گیلانی بزرگی را گفتند تو برای تربیت فرزندانت چه میکنی؟گفت: هیچ کارگفتند: مگر میشود؟ پس چرا فرزندان تو چنین خوبند؟گفت: من در تربیت خود کوشیدم،تا الگوی خوبی برای آنان باشم. فرزندان راستی گفتار و درستی رفتار پدر و مادر را می بینند، نه امر و نهی های بیهوده ای که خود عمل نمیکنند.تخم مرغ اگر با نیروی بیرونی بشکند، پایان زندگیستولی اگر با نیروی داخلی بشکند، آغاز زندگیست،همیشه بزرگترین تغییرات از درون شکل میگیرد.درون خود را بشکن تا شخصیت جدیدت متولد شودآنگاه خودت ر



بزرگی را گفتند تو برای تربیت فرزندانت 
چه میکنی؟
گفت: هیچ کار

گفتند: مگر میشود؟
 پس چرا فرزندان تو چنین خوبند؟

گفت: من در تربیت خود کوشیدم،
تا الگوی خوبی برای آنان باشم.

 فرزندان راستی گفتار و درستی رفتار
 پدر و مادر را می بینند، نه امر و نهی های
 بیهوده ای که خود عمل نمیکنند.

تخم مرغ اگر با نیروی بیرونی بشکند، 
پایان زندگیست
ولی اگر با نیروی داخلی بشکند، 
آغاز زندگیست،

همیشه بزرگترین تغییرات از درون شکل میگیرد.
درون خود را بشکن تا شخصیت جدیدت 
متولد شود
آنگاه خودت را خواهی دید
]]>
شعر " بهشت " صائب تبریزی 2018-10-11T05:49:09+01:00 2018-10-11T05:49:09+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1138 علیرضا ابراهیم پور گیلانی عمر زاهد همه طى شد«به تمناى بهشت»او ندانست که در«ترک تمناست بهشت»این چه حرفیست که در«عالم بالاست بهشت»هر کجا وقت خوش افتادهمانجاست بهشت ...!دوزخ از تیرگی بختِ درون من و توستدل اگر تیره نباشد ، همه دنیاست بهشت...!"صائب تبریزی"



عمر زاهد همه طى شد
«به تمناى بهشت»

او ندانست که در
«ترک تمناست بهشت»

این چه حرفیست که در
«عالم بالاست بهشت»

هر کجا وقت خوش افتاد
همانجاست بهشت ...!

دوزخ از تیرگی بختِ
 درون من و توست

دل اگر تیره نباشد ،
 همه دنیاست بهشت...!


"صائب تبریزی"

]]>
حکایت " صدای شکستن " ... 2018-10-06T10:44:14+01:00 2018-10-06T10:44:14+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1137 علیرضا ابراهیم پور گیلانی فردی چند  گردو  به بهلول داد و گفت:بشکن و بخور و برای من دعا کن.بهلول گردوها را شکست و خورد اما دعا نکرد..!آن مرد گفت: گردوها را می خوری نوش جان، ولی من صدای دعای تو را نشنیدم...بهلول گفت: مطمئن باش اگر در راه خدا داده ای ، خدا خودش صدای شکستن گردوها را شنیده است!!تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکنکه خواجه خود روش بنده پروری  داند



فردی چند  گردو  به بهلول داد و گفت:

بشکن و بخور و برای من دعا کن.

بهلول گردوها را شکست و خورد

 اما دعا نکرد..!

آن مرد گفت: 

گردوها را می خوری نوش جان، 

ولی من صدای دعای تو را نشنیدم...

بهلول گفت:

 مطمئن باش اگر در راه خدا داده ای ،

 خدا خودش صدای شکستن گردوها را 

شنیده است!!


تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن

که خواجه خود روش بنده پروری  داند
]]>
سخنان ناب " غریب " خَرَقانی 2018-10-02T06:40:10+01:00 2018-10-02T06:40:10+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1136 علیرضا ابراهیم پور گیلانی  از شیخ ابوالحسن خَرَقانی پرسیدند  که  غریب کیست؟گفت :غریب نه آن است که تنش در این جهان غریب است،بلکه غریب آن است که دلش در تن غریب بوَد؛و سِرّش در دل غریب بُوَد...




 از شیخ ابوالحسن خَرَقانی 

پرسیدند  که  غریب کیست؟

گفت :

غریب نه آن است که تنش

 در این جهان غریب است،

بلکه غریب آن است که دلش در تن

 غریب بوَد؛

و سِرّش در دل غریب بُوَد...




]]>
داستان " ارزش علامه جعفری 2018-09-29T03:37:07+01:00 2018-09-29T03:37:07+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1135 علیرضا ابراهیم پور گیلانی علّامه محمّد تقی جعفری نقل می كرد:  عدّه‌‌‌ای از جامعه‌‌‌شناسان برتر دنیا در «دانمارک» جمعشده بودند تا درباره موضوع مهمّی به بحث و تبادل نظر بپردازند. موضوع این بود :ارزش واقعی انسان به چیست؟برای سنجش ارزش خیلی از موجودات، معیار خاصّی داریم؛ مثلاً معیار ارزش طلا به وزن و عیار آن است.معیار ارزش بنزین به مقدار و کیفیّت آن است.معیار ارزش پول، پشتوانه آن است.امّا معیار ارزش انسان‌‌‌ها در چیست؟هر کدام از جامعه شناس‌‌‌ها صحبت‌‌‌هایی داشتند و معیارهای خاصّی را ارائه



علّامه محمّد تقی جعفری نقل می كرد: 

 عدّه‌‌‌ای از جامعه‌‌‌شناسان برتر دنیا در «دانمارک» جمع
شده بودند تا درباره موضوع مهمّی
 به بحث و تبادل نظر بپردازند.

 موضوع این بود :

ارزش واقعی انسان به چیست؟
برای سنجش ارزش خیلی از موجودات، معیار خاصّی داریم؛ 
مثلاً معیار ارزش طلا به وزن و عیار آن است.
معیار ارزش بنزین به مقدار و کیفیّت آن است.
معیار ارزش پول، پشتوانه آن است.

امّا معیار ارزش انسان‌‌‌ها در چیست؟

هر کدام از جامعه شناس‌‌‌ها صحبت‌‌‌هایی داشتند 
و معیارهای خاصّی را ارائه دادند.
وقتی نوبت به بنده رسید، گفتم:

اگر می‌‌‌خواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش دارد،
 ببینید به چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی 
عشق می‌‌‌ورزد.
کسی که عشقش یک آپارتمان دو طبقه است 
در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است.
کسی که عشقش ماشینش است،
 ارزشش به همان میزان است،

 امّا کسی که عشقش خدای متعال است، 
ارزشش به اندازه خداست.

علّامه فرمودند:
 من این مطلب را گفتم و پایین آمدم. 

ولی جامعه شناس‌‌‌هایی که صحبت‌‌‌های مرا شنیدند، 
برای چند دقیقه روی پای خود ایستادند و کف زدند.

وقتی تشویق آن ها تمام شد، 
من دوباره بلند شدم و گفتم:

عزیزان! این کلام از من نبود. 
بلکه از شخصی به نام علی علیه السلام است.
 آن حضرت در «نهج البلاغه» می‌‌‌فرمایند: 

 « قِیمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا یُحْسِنُه ُ؛ 
ارزش هر انسانی به اندازه چیزی است که دوست می‌‌‌دارد
وقتی این کلام را گفتم ،دوباره به نشانه احترام 
به وجود مقدّس امیرالمؤمنین علی علیه السلام 
از جا بلند شدند..

]]>
حکایت " مقصود" مولوی 2018-09-28T02:36:06+01:00 2018-09-28T02:36:06+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1134 علیرضا ابراهیم پور گیلانی بقالی زنی را دوست میداشت. به کنیز خود پیغام داد که برو به خاتون بگو من چنینم و چنانم و عاشقم و میسوزم و میسازم و آرام ندارم و بر من ستم ها می رود و دیشب چنان بودم و امروز چنین بر من گذشت.قصه های دراز گفت و کنیز را راهی کرد.کنیزک نزد خاتون رفت و گفت: بقال سلام رساند و گفت که بیا تا تو را چنین کنم و چنان کنم.خاتون گفت: به همین سردی؟کنیزک گفت: او سخن دراز گفت ولی مقصود این بود. اصل مقصود است و باقی دردسر است....« فیه مافیه مولانا »



بقالی زنی را دوست میداشت.

 به کنیز خود پیغام داد که برو به خاتون بگو 
من چنینم و چنانم و عاشقم و میسوزم و میسازم
 و آرام ندارم و بر من ستم ها می رود 
و
 دیشب چنان بودم و امروز چنین بر من گذشت.
قصه های دراز گفت و کنیز را راهی کرد.


کنیزک نزد خاتون رفت و گفت:

 بقال سلام رساند و گفت 
که بیا تا تو را چنین کنم و چنان کنم.

خاتون گفت: به همین سردی؟
کنیزک گفت:
 او سخن دراز گفت ولی مقصود این بود.
 اصل مقصود است و باقی دردسر است....


« فیه مافیه مولانا »
]]>
تک بیت " بنده او باش " مولانا 2018-09-23T20:32:00+01:00 2018-09-23T20:32:00+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1133 علیرضا ابراهیم پور گیلانی گُفتم شرابِ وَصل ، به  اُوباش میدهند؟!باخنده گُفت: بنده ی «او» باش، میدهند                   « مولانا »




گُفتم شرابِ وَصل ، به  اُوباش میدهند؟!

باخنده گُفت: بنده ی «او» باش، میدهند 



                  « مولانا »
]]>
سرّمردان خدا " شیفتگی " آیت الله قاضی 2018-09-23T03:37:07+01:00 2018-09-23T03:37:07+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1132 علیرضا ابراهیم پور گیلانی از شیخ عباس قوچانی نقل شده : "آقای قاضی در اواخر عمر یک تحیّر و شیفتگی و بیقراری نسبت به حضرت سیدالشهداء(علیه السلام) داشت و هر روز هنگام طلوع و بخصوص هنگام غروب آفتاب گریه می کرد."منبع: یادداشت های خطی علامه تهرانی، جنگ۱۸، ص ۱۸۲



از شیخ عباس قوچانی نقل شده :

 "آقای قاضی در اواخر عمر
 
یک تحیّر و شیفتگی و بیقراری نسبت

 به حضرت سیدالشهداء(علیه السلام) داشت 

و هر روز هنگام طلوع و بخصوص هنگام غروب آفتاب

 گریه می کرد."


منبع: یادداشت های خطی علامه تهرانی، جنگ۱۸، ص ۱۸۲
]]>
جملات قصار " حسین " دکتر علی شریعتی 2018-09-19T19:59:00+01:00 2018-09-19T19:59:00+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1131 علیرضا ابراهیم پور گیلانی حسین، مرز فاصل حقیقت و دروغ و دیوار جداکننده  جلاد  و  شهید  است، در نظامی که هم شهید و هم جلاد، یک کتاب دارند و  یک   پیامبر  و  یک   دین.     "دکتر علی شریعتی "


حسین، 

مرز فاصل حقیقت و دروغ 

و دیوار جداکننده  جلاد  و  شهید  است، 

در نظامی که هم شهید و هم جلاد،

 یک کتاب دارند 

و  یک   پیامبر  و  یک   دین.



     "دکتر علی شریعتی "

]]>
سرّمردان خدا " دو چیز " قاضی (رض) 2018-09-18T19:58:00+01:00 2018-09-18T19:58:00+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1130 علیرضا ابراهیم پور گیلانی            آیت الله سید علی قاضی:«اگر من به جایی رسیده باشم از دو چیز است: قرآن كریم و زیارت سیدالشهدا علیه السلام»


           آیت الله سید علی قاضی:


«اگر من به جایی رسیده باشم از دو چیز است:

 قرآن كریم و زیارت سیدالشهدا علیه السلام»


]]>
حدیث " ارزش تو " امام حسین علیه السلام 2018-09-16T01:36:06+01:00 2018-09-16T01:36:06+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1129 علیرضا ابراهیم پور گیلانی  امام حسین علیه السلام می فرماید : چیزى را بر زبان نیاورید            كه   از   ارزش   شما   بكاهد   " جلاءالعیون، ج 2، ص 205"


 امام حسین علیه السلام می فرماید : 


چیزى را بر زبان نیاورید

            كه   از   ارزش   شما   بكاهد



   " جلاءالعیون، ج 2، ص 205"


]]>
حرف حساب " رهبر مسئول" دکتر علی شریعتی 2018-09-12T19:52:00+01:00 2018-09-12T19:52:00+01:00 tag:http://alirezaebrahimpour.mihanblog.com/post/1128 علیرضا ابراهیم پور گیلانی  عصری است که، دیگر در میان توده، هیچ آوایی و ندایی بلند نیست: قلم‌ها را شکسته‌اند، زبان‌ها را بریده‌اند، لب‌ها را دوخته‌اند و همه‌ پایگاه‌های حقیقت را بر سر وفادارانش، ویران کرده‌اند.و اکنون، حسین، به عنوان یک رهبر مسئول، می‌بیند که اگر خاموش بماند، تمامِ اسلام به صورت یک "دینِ دولتی" درمی‌آید. اسلام تبدیل می‌شود به یک قدرتِ نظامی‌ _ سیاسی، و دگر هیچ!ِ" دکتر شریعتی"

 
عصری است که، 
دیگر در میان توده،
 هیچ آوایی و ندایی بلند نیست:

 قلم‌ها را شکسته‌اند، زبان‌ها را بریده‌اند،
 لب‌ها را دوخته‌اند و همه‌ پایگاه‌های حقیقت را
 بر سر وفادارانش، ویران کرده‌اند.

و اکنون، حسین، به عنوان یک رهبر مسئول،
 می‌بیند که اگر خاموش بماند،
 تمامِ اسلام به صورت یک "دینِ دولتی" درمی‌آید. 

اسلام تبدیل می‌شود به 
یک قدرتِ نظامی‌ _ سیاسی،
 و دگر هیچ!ِ

" دکتر شریعتی"
]]>